زاهد یوسفی

استادیار

تاریخ به‌روزرسانی: 1404/10/29

زاهد یوسفی

هنر و معماری / مهندسی شهرسازی

پایان‌نامه‌های کارشناسی‌ارشد

  1. The Role of Technology in Enhancing Urban Street Life (Case Study: Kalar Market Street in Iraq)
    1404
    In recent years, the application of smart urban technologies has emerged as an innovative approach to improving the quality of public spaces and revitalizing urban life. These technologies, through real-time data collection and digital space management systems, can enhance the functional efficiency and experiential quality of urban streets. However, in medium-sized cities such as Kalar, the actual impact of these technologies on the spatial and social dimensions of streets has not yet been empirically examined in depth. Findings from the study of Kalar Market Street reveal that the integration of smart technologies has a significant effect on environmental quality, safety, accessibility, and social interaction. The implementation of smart lighting and environmental sensors has reduced dark spots, improved nighttime security, and regulated microclimatic conditions such as temperature and air quality. Digital navigation and information systems have enhanced wayfinding, pedestrian movement, and overall street accessibility. Additionally, intelligent traffic management systems have optimized vehicle flow, reduced unnecessary stops, and lowered congestion and noise pollution levels. From a social perspective, the installation of interactive digital displays and communication infrastructures has increased voluntary citizen presence, encouraged informal social encounters, and strengthened the sense of place attachment. Economically, the growing pedestrian activity and user engagement have stimulated local businesses and enhanced the street’s commercial vitality. Overall, the results indicate that when applied within a human-centered urban design and smart management framework, technology not only improves the physical and operational efficiency of streets but also reinforces their social and cultural roles. This research develops a context-sensitive framework for integrating smart systems into the design and management of traditional streets, offering a practical model for medium-sized cities seeking to achieve sustainable, vibrant, and human-oriented urban environments.
  2. تحلیلی بر عوامل موثر در ترافیک هسته مرکزی شهر سقز
    1404
    پدیده ترافیک در هسته مرکزی شهرها، به‌ویژه در شهرهای متوسط ایران، از مهم‌ترین چالش‌های مدیریت شهری محسوب می‌شود و پیامدهای متعددی در حوزه‌های اقتصادی، اجتماعی، زیست‌محیطی و کیفیت زندگی شهروندان به همراه دارد. پژوهش حاضر باهدف شناسایی و تحلیل عوامل موثر بر ترافیک هسته مرکزی شهر سقز انجام‌شده است. روش تحقیق از نوع ترکیبی (کمی_کیفی) بوده و برای گردآوری داده‌ها از ابزارهای گوناگون شامل پرسشنامه محقق‌ساخته، مصاحبه نیمه‌ساختاریافته و داده‌های مکانی (GIS) استفاده‌شده است. جامعه آماری شامل کلیه ساکنان شهر سقز است که 490 نفر به‌صورت تصادفی به‌عنوان نمونه انتخاب شدند. همچنین، 15 نفر از مدیران و کارشناسان حوزه ترافیک شهری به‌صورت هدفمند در مصاحبه‌ها مشارکت داشتند. یافته‌های کمی نشان داد که عوامل کالبدی نظیر کمبود پارکینگ، عرض محدود معابر، تمرکز کاربری‌های جاذب سفر و ضعف یکپارچگی شبکه معابر، بیشترین تاثیر را بر وضعیت ترافیک دارند. عوامل مدیریتی مانند نبود سیاست‌های موثر در کنترل تقاضای سفر، ضعف هماهنگی نهادی و ناکارآمدی در اعمال قوانین نیز از عوامل برجسته محسوب می‌شوند. در کنار این موارد، عوامل فردی (مالکیت و وابستگی بالا به خودروی شخصی)، اجتماعی–فرهنگی (نگرش منفی نسبت به حمل‌ونقل عمومی و فرهنگ رانندگی) و اقتصادی (هزینه‌های پایین استفاده از خودرو در مقایسه با حمل‌ونقل عمومی) نیز نقش تشدیدکننده دارند. تحلیل‌های کیفی مبتنی بر مصاحبه‌ها، بر اهمیت مدیریت تقاضای سفر، بهبود کیفیت خدمات حمل‌ونقل عمومی و لزوم فرهنگ‌سازی اجتماعی در کنار اصلاحات کالبدی تاکید نمود. بر اساس نتایج پژوهش، ترکیب عوامل کالبدی و مدیریتی بیشترین سهم را در شکل‌گیری وضعیت ترافیک هسته مرکزی سقز دارند. راهکارهای پیشنهادی شامل توسعه و نوسازی سیستم حمل‌ونقل عمومی، سامان‌دهی پارکینگ‌های حاشیه‌ای و طبقاتی، بهینه‌سازی شبکه معابر و پیاده‌راه‌ها، ارتقای هماهنگی بین نهادهای متولی و آموزش و فرهنگ‌سازی در حوزه رفتارهای ترافیکی است. این پژوهش با تمرکز بر شهر سقز، تصویری جامع از ماهیت چندبعدی ترافیک شهری ارائه داده و نتایج آن می‌تواند به‌عنوان الگویی کاربردی برای مدیریت ترافیک در شهرهای متوسط ایران مورداستفاده قرار گیرد.
  3. تحلیلی بر تغییرات چشم‌انداز شهر بوکان و عوامل موثر بر آن
    1404
    تغییرات چشم‌انداز شهری، به ویژه در کشورهای در حال توسعه، فرآیندی پیچیده و چندبعدی است که پایداری اکولوژیک و کیفیت زندگی شهری را به شدت تحت تاثیر قرار می‌دهد. این پژوهش با هدف تحلیل این دگرگونی‌ها در شهر بوکان، به عنوان یک نمونه مطالعاتی برجسته از شهرهای متوسط و مهاجرپذیر ایران، انجام شده است. اهداف اصلی تحقیق شامل مستندسازی روند تغییرات و تحولات کاربری اراضی، شناسایی عوامل و نیروهای محرکه موثر بر آن و پیش‌بینی سناریوی آتی تحولات بوده است. برای دستیابی به این اهداف، از یک رویکرد پژوهشی آمیخته (کمی-کیفی) استفاده شد. در بخش کمی، با بهره‌گیری از تصاویر ماهواره‌ای لندست در پنج بازه زمانی طی چهل سال (1363-1403) و استفاده از نرم‌افزارهای ENVI و ArcGIS Pro، تغییرات کاربری اراضی تحلیل گردید. همچنین، با استفاده از مدل زنجیره مارکوف-خودکار سلولی (CA-Markov) در نرم‌افزار TerrSetو لحاظ کردن متغیرهای رانشی در QGIS، روند آتی تغییرات تا افق 1413 پیش‌بینی شد. در بخش کیفی، از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته با 26 نفر از مدیران، متخصصان و نخبگان شهری و تحلیل مضمون داده‌ها با نرم‌افزار MAXQDA، عوامل موثر بر تحولات شناسایی و ریشه‌یابی شدند. نتایج کمی نشان‌دهنده یک دگرگونی ساختاری در چشم‌انداز است؛ به طوری که مساحت مناطق ساخته‌شده با رشدی 200 درصدی، عمدتاً به قیمت نابودی اراضی کشاورزی و مراتع، افزایش یافته است. همچنین، افزایش 94 درصدی اراضی آبی همزمان با کاهش منابع آب، نشان از یک الگوی تشدید کشاورزی ناپایدار دارد. یافته‌های کیفی، یک مدل علی سلسله‌مراتبی را آشکار ساخت که در آن، ضعف ساختاری در نظام حکمرانی و مدیریت شهری به عنوان عامل بنیادین، بستری را برای اثرگذاری اقتصاد سوداگرانه زمین و شوک جمعیتی ناشی از مهاجرت‌های مدیریت‌نشده فراهم کرده است. مدل پیش‌بینی نیز با نشان دادن کاهش تراکم جمعیتی در آینده، تشدید الگوی پراکنده‌رویی شهری را به عنوان محتمل‌ترین سناریو تایید می‌کند. این پژوهش نتیجه می‌گیرد که چشم‌انداز بوکان در یک مسیر توسعه ناپایدار قرار گرفته که محصول یک سیستم شهری ناکارآمد است. یافته‌ها بر ضرورت فوری انجام اصلاحات ساختاری در نظام حکمرانی، مهار سوداگری زمین و مدیریت یکپارچه توسعه شهری به منظور دستیابی به پایداری تاکید دارند.
  4. Feasibility Study of Building a Pedestrian Walkway on Derin Street in the City of Chamchamal, Kurdistan Region of Iraq
    1403
    The growth of cities and increasing reliance on private vehicles have led to numerous challenges, including traffic congestion, air pollution, and a decline in the quality of public spaces. The development of pedestrian streets is considered an effective strategy for promoting walking as a sustainable mode of transportation. This study aims to assess the feasibility of constructing a pedestrian pathway on Derin Street in Chamchamal, Iraq, addressing the question of how pedestrian-oriented urban development can be enhanced in the city center. This research employs a mixed-methods approach (quantitative and qualitative). In the qualitative phase, 16 urban planning and design experts were interviewed, and qualitative data were analyzed using MAXQDA software. In the quantitative phase, 426 citizens participated in a survey based on Cochran’s formula, with a questionnaire comprising 51 items across seven key dimensions. The quantitative data were analyzed using a one-sample t-test in SPSS, and results were presented through charts and tables. Findings indicate that Derin Street is the most suitable location for pedestrianization due to its central position, accessibility to key services, and potential for reducing traffic congestion. The proposed design prioritizes accessibility, safety, environmental sustainability, and cultural identity, striving to create a well-integrated urban space through comprehensive and participatory design principles. Beyond establishing localized design criteria for pedestrian streets, this study emphasizes the importance of citizen participation in decision-making and offers practical recommendations for project implementation. As the first study of its kind in Iraq, it bridges the gap between academic research and urban policy-making, providing insights into assessing the economic, social, and environmental impacts of pedestrianization. This research highlights the significance of pedestrian-oriented urban design in promoting sustainable urban development in Iraq. It demonstrates how pedestrian streets can serve as transformative elements in modern urban planning, improving quality of life, enhancing mobility, and reducing environmental impacts.
  5. ارزیابی نقش نوآوری اجتماعی در ارتقاء تاب‌آوری اجتماعی محلات کم برخوردار شهری (نمونه موردی : محله اسلام‌آباد سنندج)
    1402
    چکیده امروزه کاهش آسیب‌پذیری جمعیت‌های محروم و در معرض خطر مستلزم ایجاد تاب‌آوری در برابر بحران‌های اجتماعی است. برای رسیدن به اجتماعی تاب آور نیازمند حرکت به سمت ایده‌هایی نوآورانه در ساختارهای اجتماعی محلات و چگونگی عملکرد جامعه‌ی انسانی هستیم. به‌منظور رسیدن به تاب‌آوری اجتماعی در محلات حاشیه استفاده از ایده‌های نوآورانه اجتماعی امری حیاتی است؛ بنابراین هدف از پژوهش حاضر شناسایی ایده‌های نوآورانه اجتماعی در محله اسلام‌آباد در برابر چالش‌های اجتماعی محله و ایجاد تاب‌آوری اجتماعی و شناسایی بسترها و زمینه‌های لازم برای بروز نوآوری‌های اجتماعی در محله در جهت بهبود انعطاف‌پذیری و تاب‌آوری اجتماعی در محله است. روش تحقیق موجود در این تحقیق از نوع کیفی بوده و با روش گراندد تئوری به انجام رسیده است. جامعۀ آماری تحقیق حاضر را 15 نفر از افراد درگیر در امور عمومی محله به روش نمونه‌گیری در ابتدا هدفمند و در ادامه روش گلوله برفی انتخاب شدند. جهت دستیابی به مدل موردنظر مدل‌سازی بر پایه‌ی مدل پارادایمی در متدولوژی گراندد تئوری انجام‌شده است. بر همین اساس و بعد از تجزیه‌وتحلیل دقیق مصاحبه‌ها در قالب نرم‌افزار MAXQDA، 33 مفهوم استخراجی در 7 زیر مقوله و 3 مقوله اصلی طبقه‌بندی شناسایی گردیده است. مقوله‌های انتخابی در قالب الگوی پارادایمی جایگذاری گردیده و مدل پژوهش تدوین شد. نتایج پژوهش حاکی از آن است که نوآوری‌های اجتماعی در جهت بهبود تاب‌آوری اجتماعی محله نیازمند تغییر در ساختار اجتماعی و فرهنگی و مذهبی محله در قالب مقوله‌های سرمایه اجتماعی، حمایت اجتماعی و برابری اجتماعی و ارتباطات اجتماعی، هستند..شهروندان به دنبال فرصت هایی جهت مشارکت، همکاری و توانمندسازی با نهادهای خصوصی و ارگان‌های دولتی در جهت بسترسازی برای بروز ایده های نوآورانه در جهت بهبود تاب آوری اجتماعی محله هستند.در نهایت نوآوری های اجتماعی با بهبود مسئولیت پذیری، انسجام و همبستگی، تعامل اجتماعی، همکاری، مشارکت، اعتماد و اطمینان بین مردم، اعتماد و اطمینان بین مردم و مسئولان، ارتباطات، رهبران محلی، گروه های مردم نهاد، عدالت در دسترسی به خدمات شهری،برابری جنسیتی،سواد،آگاهی،اطلاع رسانی،بسترسازی برای استفاده از ایده‌های خلاقانه، وجود ایده های نو، توجه به افراد با نیازهای خاص ، حمایت مالی، توانمندسازی زنان، مشارکت سیاسی ، باورها و ارزش های مشترک، مشارکت و استفاده از گروه های مذهبی و تغییر در بافت فرهنگی و هنجارهای محله و استفاده مناسب از رسانه ها و شبکه های جمعی فرصت ها زمینه ی انعطاف پذیری و ثبات را در برابر هر گونه شوک و ناملایمات بوجود می آورند و منجر به بهبود تاب آوری اجتماعی در محلات حاشیه نشین شهرها می‎شوند.
  6. بررسی عوامل کلیدی موثر بر میزان موفقیت الگوهای تامین مسکن گروه‌های کم درآمد (نمونه موردی: مسکن مهر شهر مهاباد)
    1402
    مسکن به مثابه یک نیاز اساسی همواره یکی از چالش‌های برنامه‌ریزی و رفاه دولتها در چند دهه گذشته بوده است. الگوهای تامین مسکن برای این گروه نقش کلی در رفاه و ثبات زندگی آنها و توسعه کشور دارد. در تجربه چند دهه گذشته الگوهای گوناگونی برای تامین مسکن کم‌درآمدها به کار گرفته شده که دستاورد و نتایج آنها بسیار متفاوت بوده است و نکته اساسی این است که پس از صرف منابع مالی چشمگیر و اجرای برنامه‌ها هنوز مسکن به عنوان نیاز اساسی بسیاری از گروه‌های تهیدست نقش اصلی را در شرایط نامطلوب زندگی آنان دارد. در این راستا هدف از پایان‌نامه حاضر، تمرکز بر بررسی عوامل کلیدی موثر بر میزان موفقیت الگوهای تامین مسکن برای گروه‌های کم درآمد در شهر مهاباد قرار گرفته است. پژوهش حاضر از نظر نتایج از نوع پژوهشهای کاربردی بوده و برای تحلیل داده‌ها از روش تحقیق کمی و استفاده از مدل معادلات ساختاری استفاده شده است. جامعه آماری این پژوهش 9945 نفر است که با استفاده از تکنیک کوکران تعداد 376 نفر نمونه به‌دست آمده است. پرسشنامه در بین ساکنان سه پروژه سیدآباد، مکریان و شهرک کارمندان توزیع، گردیده است. تحلیل داده‌ها به وسیله نرم افزار SmartPLS صورت گرفته است و نتایج بر اساس مولفه‌ها و ضرایب مسیر تفسیر شده‌اند. نتایج حاصل از تحلیل معادلات ساختاری نشان داد که عوامل اجتماعی، اقتصادی ، محیطی و کالبدی جزء عوامل کلیدی در موفقیت الگوهای تامینی مسکن گروه‌های کم‌درآمد در شهر مهاباد محسوب می‌شوند. معناداری تاثیر این عوامل بر موفقیت الگوهای تامینی مسکن باتوجه به کسب مقادیر t-value بیشتر از ۱.۹۶ و مقادیر p-value کمتر از 0.05 ، مورد تایید قرار گرفت.
  7. تبیین نقش فناوری اطلاعات و ارتباطات در تغییرات الگوی توزیع مکانی فعالیتهای تجاری و پیامد آن بر ساختار فضایی شهر (نمونه موردی: شهر سنندج)
    1402
    در میان فن‌آوریهای مختلفی که بر شکل شهری تاثیر میگذارند، نوآوریها در فناوریهای اطلاعات و ارتباطات (ICT) که امروزه با وجود تاریخچه نسبتاً کوتاه آنها در مقیاس وسیعی پذیرفته شده‌اند، نشاندهنده نیروی جدید است. نرخ بالای انتشار اینترنت، یکی از برجسته‌ترین کاربردهای فناوری اطلاعات و ارتباطات، فعالیتهای شهری را ایجاد و اصلاح میکند و در نتیجه بر زندگی روزمره افراد تاثیر میگذارد. وابستگی به فضا و مکان از طریق ICT از بین میرود، بنابراین آزادی بیشتری در عوامل مکانیابی فعالیتها وجود دارد. ICT انعطافپذیری فعالیت، زمان و مکان را افزایش داده و پیوندهای سنتی بین آنها را تضعیف کرده است. در این زمینه، فضا در طول زمان و در نتیجه الگوهای فضایی فعالیتها بر محدودیتهای فیزیکی غالب میشوند و انعطافپذیری بیشتر و محدودیتهای جغرافیایی کمتر، قوانین سنتی در انتخاب مکان فعالیتها و حتی محل سکونت افراد را تغییر میدهد. در نهایت ICT ها میتوانند ساختار فضایی شهر را از طریق تاثیرات خود بر آن عوامل تغییر دهند. از اینرو هدف این پژوهش، مطالعه اثرات فاوا بر الگوی مکان‌گزینی فعالیتها و پیامدهایی است که بر ساختار فضایی شهر خواهد داشت. جامعه آماری پژوهش حاضر تمام شهروندان سنندج و صاحبان مشاغل و فعالیتهای تجاری شهر سنندج هستند. راهبرد انتخابی این پژوهش، راهبرد نمونه‌گیری احتمالی در دو پرسشنامه دو مرحله‌ای که نوع اول نمونه‌گیری تصادفی ساده و نوع دوم خوشه‌ای هدفمند است صورت گرفت، 403 نفر از شهروندان و 393 نفر از صاحبان مشاغل و فعالیت‌های تجاری انتخاب و با استفاده از ابزار پرسشنامه جمع‌آوری شده است. پرسشنامه‌ها از روش تحلیلهای توصیفی و استنباطی در نرم افزار SPSS تحلیل شده، که نتایج پرسشنامه‌ها با توجه به اهداف و سوالات پژوهش نشان داد عامه مردم به عنوان افرادی که با فعالیتهای تجاری سروکار دارند، ICT بر سبک زندگی و فعالیتهایشان تاثیر گذاشته و فعالیتهای آنان را تحت تاثیر خود قرار داده است و باعث تغییر الگوی رفتاری آنان شده است. فعالیتهای تجاری (خرید اینترنتی) که یکی از مهمترین عناصر ساختار فضایی شهر است در این مطالعه انتخاب که در 7 گروه مختلف دسته‌بندی و بررسی کردیم که نتایج بیشتر در گروه کالاها و محتوای آموزشی، کالاهای الکترونیک و دیجیتالی، پوشاک و کالاهای آرایشی و بهداشتی رابطه معناداری قویتری را به خود اختصاص داده بودند، که نشان داد فعالیتهای تجاری مردم شهر سنندج روز به روز به سمت ICT گرایش پیدا کرده و میکند و باعث تغییر معادلات مکان‌گزینی فعالیتها شده است. پرسشنامه صاحبان مشاغل و فعالیتهای تجاری از این جهت انجام شده است که به دنبال این باشیم که پیامد این ماجراها در واقعیت چگونه بوده است و با مطالعاتی که به دنبال سنجش آن بودیم که آیا ICT و دو عنصر اصلی تلفن همراه و اینترنت نقشی در معادلات مکان‌گزینی فعالیتهای تجاری از دید صاحبان مشاغل داشته‌اند، با توجه به نتایجی که بررسی شد نشان داد که تلفن همراه و اینترنت تاثیر بسزایی در کسب و کار صاحبان مشاغل تجاری گذاشته است صاحبان اکثر مشاغل برای فروش خود از ICT استفاده میکنند و تمایل به اینترنتی شدن فروش بین آنها بیشتر شده، البته با توجه به نتایج افراد جوان بیشتر تمایل به کسب و کارهای اینترنتی دارند. اکثر مشاغل با این روند به دنبال مغازه با مرکزیت تجاری نیستند و اهمیت مکان برای آنها در حال کم رنگ شدن است همچنین شهر سنندج در چند سال اخیر شاهد مراکز تجاری فرعی بوده است که صاحبان مشاغل در این مراکز فرعی مشغول کسب و کار هستند. نتایج پژوهش ثابت کرد که خرید آنلاین بر روش سنتی خرید تاثیر گذاشته است، و باعث تغییر سبک زندگی شده است که این تغییر روز به روز در حال افزایش است ICT به عنوان یک عامل فرصت ساز فرصتهای برای تغییر سبک زندگی و تغییر فعالیتها داشته است. و باعث پراکندگی مکانی و زمانی فعالیتها میشود. فعالیتهای تجاری مردم شهر سنندج روز به روز به سمت ICT گرایش پیدا کرده و میکند و همین باعث تغییر معادلات مکانگزینی فعالیتها شده است که باعث خارج شدن شهر از حالت تک مرکزی هستیم. یافته‌های این پژوهش میتواند توسط نهادهای اجرایی شهر برای برنامه‌ریزی و ملاحظات جدید در طراحی محیط و ساختار فضایی آینده شهر سنندج مورد استفاده قرار گیرد و ICT را به عنوان یک عنصر تاثیرگذار در تغییر الگوی رفتار مردم که باعث تغییر الگوی مکانی فعالیتهای تجاری و در نهایت تغییر الگوی ساختار فضایی شهر شده است لحاظ نمود، که مهمترین بهره‌وران آن شهروندان میباشد.
  8. تحلیلی بر اثرات فناوری اطلاعات و ارتباطات بر ساختار فضایی شهرها پس از همه‌گیری کووید- 19 (نمونه موردی: شهر سنندج)
    1402
    ظهور فناوری اطلاعات و ارتباطات و توسعه استفاده از آن در کاربردهای مرتبط با حوزه‌های مختلف تقریباً بر همه جنبه‌های زندگی شهری تاثیر گذاشته است. این فناوری با تغییر در شیوه انجام فعالیت‌ها، شکل‌های جدیدی از خدمات را ارائه می‌دهد که در شرایط ضروری این شکل‌های جدید بیش از پیش به چشم می‌آیند. در سه سال گذشته با توجه به شیوع همه‌گیری کووید- 19 در سراسر دنیا استفاده از سیستم‌های مبتنی بر فناوری اطلاعات و ارتباطات به منظور کاهش قابل توجه ارتباطات فیزیکی جهت جلوگیری از مشکلات ناشی از همه‌گیری بیش از پیش مورد توجه قرار گرفت، به گونه‌ای که خدمات مجازی (مانند آموزش آنلاین، دورکاری، فروشگاه‌های مجازی و غیره) در شهر سنندج همانند دیگر شهرهای ایران جایگزین خدمات حضوری شدند. بنابراین لزوم استفاده از فناوری اطلاعات و ارتباطات در طول همه‌گیری کووید- 19 منجر به ایجاد تحولی عظیم در شیوه زندگی افراد شد که پیش از آن افراد زیادی استفاده از آن خدمات را لازم نمی‌دیدند. این تغییرات می‌تواند مفهوم مکان زمان، روابط اجتماعی، فعالیت‌های شهری و سفرهای روزانه که از جمله عناصر شکل - دهنده ساختار فضایی شهری هستند را دگرگون سازد. با توجه به اهمیت ساختار فضایی در موضوع توسعه شهرها و تغییرات ایجاد شده در طول همه‌گیری که اثرات آن پس از دوره همه‌گیری نیز بر شهرها باقی مانده است، ما در این پژوهش به بررسی دقیق‌تر این اثرات خواهیم پرداخت. در این مطالعه اثرات فناوری اطلاعات و ارتباطات بر عناصر و عوامل شکل‌دهنده ساختار فضایی با توجه به چهار بُعد اصلی فیزیکی و فضایی، جنبه‌های انسانی، فعالیت‌ها و تحرک و جریان‌ها در طول و بعد از همه‌گیری در شهر سنندج مورد بررسی قرار گرفته‌اند. شیوه جمع‌آوری اطلاعات در این پژوهش به روش کتابخانه‌ای و میدانی بوده و داده‌های این پژوهش از که طریق پرسشنامه تهیه شده با استفاده از دو روش توصیفی و استنباطی تحلیل شده‌اند. براساس نتایج به دست آمده رابطه معنادار قوی بین تمام متغیرهای عناصر شکل دهنده ساختار فضایی شهر سنندج با متغیرهای فناوری اطلاعات و ارتباطات وجود دارد. لازم به ذکر است که سطح معناداری این روابط 01 / 0 است و ارزیابی معنادار بودن روابط بین متغیرها نشان داد که روابط مورد نظر با اطمینان 98 درصد هر سه بازه زمانی معنیدار است. به طور کلی فناوری اطلاعات و ارتباطات با افزایش انعطاف‌پذیری زمانی و مکانی و کاهش تمرکز فعالیت‌ها و حتی سکونت در مراکز شلوغ شهری، منجر به تضعیف ساختار تک مرکزی (تمرکززدایی) و باز توزیع الگوی مکانی جمعیت و فعالیت می‌شود.
  9. امکانسنجی ایجاد شهر جدید با تاکید بر شهرهای جدید نسل نو، نمونه موردی شهرستان سنندج
    1400
    ایجاد شهر های جدید در طول تاریخ دلایل متعددی داشته به طوریکه کشور ما تاکنون تجربه ی سه دهه ایجاد شهر های جدید را باخود یدک می کشد اما مفهوم نسل نوین شهر های جدید، جهت عدم تکرار رویه های ناصواب شهر های جدید نسل نخست، از ابتدای دولت یازدهم در ادبیات نظام توسعه سکونتگاهی کشور مطرح گردید. این نوع از توسعه ی شهری جدید عمدتا با اهدف توسعه اقتصادی ویا خلق فرصتی برای توسعه سیاسی و ارتقاءرقابت پذیری شهر ها ایجاد می شوند. تحقیق حاضر با هدف امکان سنجی ایجاد شهر جدید با تاکید بر رویکرد شهر های جدید نسل نودر شهرستان سنندج تدوین گردیده است. بنابراین، از نظر هدف یک تحقیق کاربردی-توسعه ای و از لحاط راهبرد یک تحقیق توصیفی-تحلیلی محسوب می شود. بدین جهت پس از شناخت محدوده مورد مطالعه و تجزیه و تحلیل های صورت گرفته در ابعاد مختلف کالبدی، اقتصادی، اجتماعی، حمل و نقل، انرژی وعوامل محیطی با استفاده از مدل فازی و AHPو بهره گیری از ماتریس سوات به جهت تعیین موقعییت راهبردی، به شناسایی موانع و محدودیت های توسعه یپیوسته و بیان ویژگی ها، مزیت ها و پتانسیل های شهرستان سنندج در راستای ایحاد شهر های جدید نسل نو پرداخته شده است. نتایج حاصله نشان می دهدکه شهرستان سنندج به دلایل شرایط خاص توپوگرافی، وجود عوامل محدود کننده توسعه ی فیزیکی، روندروبه رشد جمعیت، عدم توانایی پاسخگویی به نیاز های جمعیت در آینده و اما در مقابل پتانسیل ها و ویژگی های منحصر بفرد این شهرستان به جهت موقعیت استراتژیکی مناسب در منطقه، توانایی تبدیل شدن به یک برند شهری در زمینه ی شهر خلاق موسیقی، صنایع دستی و کشاورزی، لزوم توجه به مزیت های نسبی در زمینه تولید و عرضه انرژی های تجدیدپذیر، نگاه توسعه محور در بخش تجارت و صادرات، شرایط محیطی نسبتا مناسب به جهت توسعه های جدید شهری وتوانایی تبدیل شدن به شاهراه توسعه گردشگری سلامت درکشور، ضرروت هاو پتاسیل های ایجاد توسعه ی شهری جدید را دارا می باشد اما موقعیت راهبردی در این مسیر یک موقعیت تدافعی در جهت کاهش ضعف های موجود و جلو گیری از تهدیدات احتمالی می باشد.