نینا خلیقی

استادیار

تاریخ به‌روزرسانی: 1404/10/29

نینا خلیقی

هنر و معماری / مهندسی شهرسازی

پایان‌نامه‌های کارشناسی‌ارشد

  1. The Role of Technology in Enhancing Urban Street Life (Case Study: Kalar Market Street in Iraq)
    1404
    In recent years, the application of smart urban technologies has emerged as an innovative approach to improving the quality of public spaces and revitalizing urban life. These technologies, through real-time data collection and digital space management systems, can enhance the functional efficiency and experiential quality of urban streets. However, in medium-sized cities such as Kalar, the actual impact of these technologies on the spatial and social dimensions of streets has not yet been empirically examined in depth. Findings from the study of Kalar Market Street reveal that the integration of smart technologies has a significant effect on environmental quality, safety, accessibility, and social interaction. The implementation of smart lighting and environmental sensors has reduced dark spots, improved nighttime security, and regulated microclimatic conditions such as temperature and air quality. Digital navigation and information systems have enhanced wayfinding, pedestrian movement, and overall street accessibility. Additionally, intelligent traffic management systems have optimized vehicle flow, reduced unnecessary stops, and lowered congestion and noise pollution levels. From a social perspective, the installation of interactive digital displays and communication infrastructures has increased voluntary citizen presence, encouraged informal social encounters, and strengthened the sense of place attachment. Economically, the growing pedestrian activity and user engagement have stimulated local businesses and enhanced the street’s commercial vitality. Overall, the results indicate that when applied within a human-centered urban design and smart management framework, technology not only improves the physical and operational efficiency of streets but also reinforces their social and cultural roles. This research develops a context-sensitive framework for integrating smart systems into the design and management of traditional streets, offering a practical model for medium-sized cities seeking to achieve sustainable, vibrant, and human-oriented urban environments.
  2. توسعه مجدد روستا‌شهر با کمک شبکه‌بندی اندام‌های آبی ( رودها و چشمه‌ها) نمونه موردی : ناحیه منفصل شهری نایسر
    1404
    روند گسترش کالبدی و جمعیتی سکونتگاه‌های پیرامونی در سال‌های اخیر، ناحیه نایسر را با چالش‌های پیچیده‌ای در ابعاد محیط‌زیستی، اجتماعی و هویتی مواجه ساخته است. در این میان، عناصر آبی همچون رودها و چشمه‌ها واجد نقشی دوگانه‌اند: از یک سو به‌عنوان زیرساخت‌های اکولوژیکی و تنظیم‌کننده پایداری محیطی، و از سوی دیگر به‌مثابه مولفه‌های خوانایی و هویت‌بخش در سازمان فضایی شهر. پژوهش حاضر با هدف تبیین نقش شبکه‌بندی عناصر آبی در بازتعریف هویت فضایی نایسر و ارائه دستورالعمل طراحی منظر اکولوژیکی مبتنی بر رویکرد لینچ انجام پذیرفت. روش‌شناسی تحقیق بر مبنای رویکرد کمی طراحی گردید. در بخش کمی، داده‌ها از طریق پرسشنامه گردآوری و با بهره‌گیری از تحلیل عاملی اکتشافی (EFA) در نرم‌افزار SPSS مورد پردازش قرار گرفت. یافته‌ها نشان داد رودها قابلیت تعریف به‌عنوان مسیرهای سبز اکولوژیکی، چشمه‌ها به‌عنوان گره‌های اجتماعی–محیطی و بستر رودها به‌عنوان لبه‌های اکولوژیکی را دارند. همچنین نتایج تحلیل عاملی سه مولفه اصلی شامل: پایداری زیست‌محیطی، حفاظت از منابع بومی، و هم‌راستایی طراحی با بستر طبیعی را به‌عنوان سازه‌های اثرگذار در کیفیت منظر و هویت مکانی نایسر شناسایی کرد. بر این اساس، راهنمای طراحی منظر شبکه اکولوژیکی نایسر در قالب چک‌لیستی نظام‌مند و در ۱۳ محور اصلی تدوین گردید که شامل اصولی نظیر: ساماندهی کریدورهای سبز، حفاظت از حریم آبی، احیای لکه‌های سبز رهاشده، تلفیق کارکردهای اجتماعی–فرهنگی در گره‌های آبی و به‌کارگیری مصالح و گونه‌های گیاهی بومی می‌باشد. نتایج پژوهش بیانگر آن است که تلفیق شبکه آبی و سبز در نایسر علاوه بر ارتقای کیفیت محیط زیست شهری، توان بازآفرینی تصویر ذهنی ساکنان، تقویت تاب‌آوری اجتماعی–اکولوژیکی و تثبیت هویت فضایی– منظریناحیه را داراست. این رویکرد می‌تواند مبنایی برای برنامه‌ریزی و مداخلات طراحی در جهت توسعه پایدار سکونتگاه‌های مشابه قرار گیرد.
  3. برنامه‌ریزی پارک‌های شهری بر اساس نیازها و ترجیحات زنان، نمونه موردی: پارک شهدا سنندج
    1404
    برنامه‌ریزی پارک‌های شهری مبتنی بر نیازها و ترجیحات زنان، به‌عنوان یکی از جنبه‌های کلیدی توسعه فضاهای عمومی، نقش مهمی در ارتقاء کیفیت زندگی شهری ایفا می‌کند. زنان به‌عنوان نیمی از جمعیت شهرها، دارای نیازها و خواسته‌های خاصی در استفاده از فضاهای عمومی هستند که در بسیاری از برنامه‌ریزی‌های شهری نادیده گرفته شده‌اند. هدف اصلی این پژوهش، برنامه‌ریزی بهینه پارک‌های شهری با تاکید بر نیازها و ترجیحات زنان و به‌کارگیری رویکرد مشارکت جنسیتی در فرآیند برنامه‌ریزی است. با توجه به موانع و چالش‌های متعدد، همچون عدم امنیت، کیفیت پایین مبلمان شهری و کمبود امکانات مناسب، که مانع حضور گسترده زنان در فضاهای عمومی به ویژه پارک‌ها می‌شود، این مطالعه به‌صورت موردی به بررسی پارک شهدا در شهر سنندج پرداخته است. روش تحقیق ترکیبی (کمی-کیفی) به کار گرفته شد تا داده‌ها با استفاده از پرسشنامه‌های ساختاریافته، مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته، تحلیل فضایی با نرم‌افزار GIS، تحلیل آماری داده‌ها با نرم‌افزار SPSS و تحلیل کیفی با نرم‌افزار MAXQDA جمع‌آوری و پردازش شود. جامعه آماری این پژوهش، زنان بالای ۲۰ سال ساکن شهر سنندج بوده‌اند که نمونه‌گیری کمی به‌صورت تصادفی ساده و نمونه‌گیری کیفی به‌صورت هدفمند انجام شده است. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که عوامل متعددی از جمله امنیت، کیفیت مبلمان شهری، دسترسی مناسب، وجود کاربری‌های پیرامونی جذاب و پاسخ‌دهی محیطی، تاثیر بسزایی بر میزان حضور و ماندگاری زنان در پارک‌ها دارند. همچنین، تحلیل SWOT انجام‌شده، مبنای تدوین راهبردهای عملیاتی با رویکرد مشارکتی فراهم کرد که از جمله آن می‌توان به ایجاد مسیرهای نورپردازی‌شده جهت تردد امن زنان در ساعات شب، افزایش امکانات رفاهی و فرهنگی، و بهبود فضای سبز اشاره کرد. نتایج این پژوهش تاکید دارد که مشارکت فعال زنان در فرآیند برنامه‌ریزی شهری نه تنها به بهبود امنیت و آسایش آنان کمک می‌کند، بلکه موجب افزایش تعامل اجتماعی، بهره‌وری فضا و ارتقاء کیفیت زندگی شهری خواهد شد.
  4. بازآفرینی شهری فرهنگ مبنا مبتنی بر طراحی شهری زمینه گرا(نمونه موردی محله قطارچیان شهر سنندج)
    1403
    چکیده پژوهشها و مداخلات انجام شده در زمینه احیای بافتهای تاریخی، به ویژه در ایران، غالبا ً بر ابعاد کالبدی و نمادین متمرکز بوده اند و به ارزشها، محتوای فرهنگی و اصالت تاریخی توجه کمتری داشته اند. این رویکرد، تبعات منفی نظیر از دست رفتن هویت فرهنگی-تاریخی، کاهش حس تعلق به مکان، مهاجرت ساکنان قدیمی و جایگزینی آنها با گروههای کم برخوردار، و در نهایت افت کیفیت زندگی و ناکارآمدی این بافتهای ارزشمند را به همراه داشته است. در مقابل، رویکرد بازآفرینی فرهنگ مبنا با تاکید بر تداوم ارزشهای تاریخی و بهره برداری بهینه از میراث فرهنگی-هویتی، امکان معاصرسازی این بافتها را با حفظ پیوند میان کالبد و کارکرد سنتی و معاصر فراهم میکند. محله قطارچیان، به عنوان یکی از بافتهای تاریخی و هویتی شهر سنندج، به دلیل ویژگیهای کالبدی خاص و موقعیت مرکزی در شهر، پتانسیل بالایی برای تبدیل شدن به یک محله فرهنگی-گردشگری بر پایه طراحی شهری زمینه گرا دارد. هدف اصلی این پژوهش، احیای عناصر با ارزش تاریخی این محله با رویکرد بازآفرینی فرهنگ مبنا، در راستای حفظ اصالت فرهنگی و بهره گیری مجدد از بناها و فضاهای موجود است.این پژوهش از نوع کاربردی- توسعه ای بوده و داده ها از طریق مطالعه اسناد بالادستی، مشاهدات میدانی، و مصاحبه های نیمه ساختاریافته گردآوری شده است. در مجموع،۲۲مصاحبه با ساکنان محله قطارچیان انجام شد که در فرایند انتخاب مصاحبه شوندگان، اصول برابری جنسیتی و همه شمولی رعایت گردید. برای اطمینان از دقت داده ها، از روش سه سوسازی با ترکیب اطالعات حاصل از مصاحبه، مشاهده و بررسی اسناد استفاده شد. این پژوهش تحت نظارت سه عضو هیئت علمی گروه شهرسازی دانشگاه کردستان انجام گرفت و تحلیل داده ها با روش تحلیل محتوای کیفی و کدگذاری سه مرحلهای صورت پذیرفت.نتایج پژوهش نشان داد که بازآفرینی عناصر ارزشمند محله تاریخی قطارچیان میتواند منجر به ارتقای کیفیت زندگی، تقویت هویت فرهنگی، و بهره گیری از ظرفیتهای محلی شود. این امر، علاوه بر افزایش سرمایه های گردشگری، به رونق اقتصادی و تحقق توسعه پایدار درونزا نیز کمک میکند. تحلیل های صورت گرفته بیانگر تاثیرگذاری عوامل متعددی نظیر هویت فرهنگی، بازآفرینی زمینه گرا، چالشهای شهری، فضای عمومی، اشتغال، و محیط زیست در فرآیند بازآفرینی بودند. از میان این عوامل، هویت فرهنگی بیشترین و اشتغال کمترین تاثیر را از دیدگاه ساکنان محله داشته است.
  5. طراحی مجموعه های آپارتمانی با مشارکت کودکان با تمرکز بر کاربست عناصر طبیعی
    1403
    این پایان نامه به بررسی مفهوم نوآورانه طراحی فضای باز در مجموعه‌های آپارتمانی با تاکید بر مشارکت کودکان و ادغام عناصر طبیعی می‌پردازد. در محیط‌های شهری، فضاهای بیرونی در مناطق مسکونی اغلب نمی‌توانند نیازها و ترجیحات همه گروه‌های سنی، به ویژه کودکان را برآورده کنند. هدف این تحقیق رفع این شکاف با مشارکت دادن کودکان در فرآیند طراحی و ترکیب عناصر طبیعی برای ایجاد محیط‌های بیرونی جذاب و دوست‌دار کودک است. در این راستا از طریق ترکیبی از روش‌های طراحی مشارکتی، مطالعات موردی و کتابخانه‌ای، این مطالعه به بررسی این موضوع می‌پردازد که چگونه ورود کودکان می‌تواند به طور موثر در طراحی فضاهای بیرونی مجموعه‌های آپارتمانی ادغام شود. مشارکت کودکان از طریق جلسات تعاملی و نظرسنجی تسهیل می‌شود و آنها را قادر می‌سازد ترجیحات و ایده‌های خود را بیان کنند. با کمک شرکت‌کنندگان تحقیق، تعداد 251 کودک (52% دختر و 48% پسر) در سنین 8 الی 12 سال در مرحله‌ی اول (پوستر) و در مرحله‌ی دوم (پرسشنامه‌ی تصویری) تهیه شده‌است. تصاویر، بر اساس رفتارهای کودکان در ارتباط با هفت استراتژی طراحی به‌دست آمده از مطالعات انجام‌شده تحلیل شدند و به کمک نرم‌افزار اکسل از لحاظ آماری مورد بررسی قرار گرفتند.‌این تحقیق همچنین به بررسی مزایای عناصر طبیعی مانند پوشش گیاهی، ویژگی‌های آب و مواد بازی طبیعی در افزایش تجربه کودکان در فضای باز مجموعه‌های اپارتمانی می‌پردازد. نتایج نشان می‌دهند که 26 رفتار وجود دارند که کودکان علاقمند به انجام آنها در فضای باز مجموعه‌های آپارتمانی هستند. در این مرحله، از برخی رفتارهای دارای فراوانی بیشتر، مصداق‌های طراحی تهیه و به کمک پرسشنامه‌ی تصویری از کودکان نظرسنجی شد. نمونه‌های دارای فراوانی بیشتر در طراحی به‌کار گرفته شدند. در مرحله‌ی دیگر، ارتباط بین 26 رفتار از طریق روش تحلیل تماتیک مورد بررسی قرار گرفت و برخی گروه‌های رفتاری به دست آمدند. در نهایت بر اساس تمامی تحلیل‌ها و نتایج به‌دست آمده، راهبردها و راهکارهای طراحی مناسب برای تقویت قوه‌ی شناختی، عاطفی و ارزشی کودکان از طریق ارتباط با طبیعت ارائه شد. یافته‌ها نشان می‌دهد که مشارکت کودکان در فرآیند طراحی نه تنها منجر به ایجاد فضاهایی می‌شود که برای کاربران جوان جذاب‌تر و کاربردی‌تر هستند، بلکه احساس مالکیت و ارتباط با محیط را نیز تقویت می‌کنند. علاوه بر این، ادغام عناصر طبیعی به طور قابل توجهی کیفیت زیبایی شناختی، ارزش اکولوژیکی و رفاه کلی ساکنان را بهبود می بخشد. در نهایت، این پایان نامه بینش‌های ارزشمند و توصیه‌های کاربردی را برای معماران، برنامه ریزان و طراحان شهری و سیاست گذاران با هدف ایجاد فضاهای بیرونی پویا و فراگیر در مجموعه‌های آپارتمانی ارائه می‌دهد. این مطالعه با پذیرش دیدگاه‌های کودکان و بهره‌گیری از مزایای طبیعت، از رویکردی جامع برای طراحی فضای باز مجموعه‌های آپارتمانی حمایت می‌کند که مشارکت جامعه، پایداری و رفاه همه ساکنان را ارتقا می‌دهد.
  6. باز سازی وبهسازی خیابان مدرس کرمانشاه با توجه به ویژگی های خیابان کامل
    1403
    پژوهش ما تحت عنوان بهسازی و بازسازی خیابان مدرس کرمانشاه با توجه به ویژگی‌های خیابان کامل می‌باشد در این تحقیق با روشن کردن ابعاد موضوع و چرایی آن برای خیابان مدرس کرمانشاه وبا توجه به مشکلات و پتانسیل‌های آن و برای روشن شدن مشکلات این خیابان برای پیدا کردن راه حل مناسب جهت حل چالش‌های آن بررسی‌هایی را انجام داده‌ایم و با توجه به ویژگی‌های خیابان کامل و بررسی‌های میدانی و رفتارنگاری انجام شده به صورت رفتارنگاری ایستگاهی و مصاحبه از طریق پرسشنامه و سوالات کیفی و بدست آوردن اطلاعات و داده و تحلیل کیفی اطلاعات به چهارچوب طراحی مورد نظری جهت پیشنهاد و ارائه برای حل پاره‌ایی از مشکلات خیابان ارائه کرده ایم. از مهم ترین نتایجی این پژوهش می‌توان به استخراج ویژگی‌های بالقوه خیابان کامل در خیابان مدرس کرمانشاه نام برد همچنین از دیگر مهم ترین نتایج می‌توان به، ارائه طرح پیشنهادی خیابان کامل که هم پیاده مداری و هم بعد سواره در آن مهم شمرده شده نام برد که همکاری مردم در تهییه این طرح مهم تریم نتیجه آن میتوان عنوان کرد . خیابان‌ها به عنوان ساختار و استخوان‌بندی در شهر‌ها جز مهمی از بنیاد شهر و فضای شهری محسوب می‌شوند و ساکنین سکونت‌های انسانی تعاملات خود را در این خیابان‌ها دارند چه تعاملات اجتماعی چه تعاملات اقتصادی بنابراین خیابان‌ها جهت زندگی اجتماعی شهروندان جز مهمی از شهر هستند با گذشت زمان و تولید روز افزون وسایل حمل و نقل موتوری شاهد کمرنگ شدن حضور انسان‌ها در خیابان‌ها هستیم تا جایی که اولویت اصلی خیابان تردد راحت‌تر وسایل نقلیه می‌باشد تا عابران و استفاده کنندگان انسانی و از آن مفهوم سنتی خود دور شده است. خیابان مدرس کرمانشاه که در سال 1314 به طول 1840 متر ساخته شده که از بدو تاسیس تا کنون یکی از مهم ترین و اصلی ترین خیابان‌های شهر کرمانشاه محسوب می‌شود که با گذشت زمان و افزایش جمعیت شهر در این سالها تغییراتی در این خیابان اتفاق افتاده و از هدف اصلی آن یعنی اولویت دسترسی پیاده دور شده و با حجم بسیار زیادی از اتوموبیل‌های شخصی در طول روز در آن شاهد تداخلات گسترده ایی در ابعاد سواره و پیاده هستیم که این تداخلات در ابعاد اجتماعی اقتصادی فرهنگی کالبدی و کاربری خیابان تاثیر داشته و خیابان را با چالش‌های گسترده ایی رو به رو کرده است مانند به خطر افتادن امنیت عابران پیاده به خطر افتادن کاربری‌ها و کالبد‌های تاریخی که جداره خیابان وجود دارد الودگی‌های بصری میکروبی و زیست محیطی وبخطر افتادن فضا‌های سبز موجود در خیابان و.... .
  7. ارزیابی الگوهای مناسب طراحی فضاهای سبز محلهای براساس نیازها و ترجیحات سالمندان: نمونه موردی سنندج
    1402
    رشد جمعیت سالمندان، به یک چالش جهانی تبدیل شده است. انجام فعالیتهای تفریحی سالمندان، برای موفقیت در سالمندی الزامی است. فعالیت ها و تعامالتی که در فضاهای سبز واحدهای همسایگی انجام میشود، یکی از ساده ترین اشکال تفریح است. در این راستا، اخیراً، نیازها و ترجیحات سالمندان به عنوان دغدغه اصلی، در بیشتر ادبیات معاصر مطرح شده است. بر همین اساس، هدف اصلی پژوهش حاضر کشف و استخراج مفاهیم و موضوعات موثر بر نیازها و ترجیحات سالمندان در واحدهای همسایگی فضاهای سبز محلهای است. رویکرد پژوهش حاضر کیفی است. در این پژوهش سه منبع گردآوری اطلاعات شامل: رفتارنگاری، مصاحبه نیمه ساختاریافته و ردیابی رفتار استفاده شده است. دادههای هر کدام از روشها به طور جداگانه تحلیل و تفسیر شدند. داده های رفتارنگاری و ردیابی رفتار نیز با نقشه تحلیل شدند.داده های مصاحبه از روش تکنیک تماتیک آنالزیز تحلیل شدند و تِمهای )مفاهیم ( اصلی استخراج شدند. مشارکت کنندگان این پژوهش سالمندان 65 سال به باال در نُه فضای سبز محلهای شهر سنندج بودند. مطالعه حاضر نشان داد که، براساس ترجیحات حرکت در مسیر سالمندان برای طراحی فضای سبز واحد همسایگی، تم غالب پیاده مهم است که حداکثر 500 متر و در عین حال، تقسیم این فاصله به سکانسهای صد متری است. همچنین، براساس ترجیحات حضور سالمندان در پارک با تم غالب کُنج نشینی، باید فاصله بین قلمروهای جنسیتی حداقل 30 متر و حداکثر 100 متر باشد، به گونهای که قلمروها حداکثر تعامل بصری و حداقل تعامل صوتی داشته باشند. یافتههای ما نیز نشان داد که سالمندان ترجیح میدهند با همسن و سالان خود همنشینی داشته باشند، از طرفی خانمها بیشتر در ورودی ها و جاهای استراتژی فضا مینشینند به گونهای که بر کل فضا نظارت داشته باشند؛ اما آقایان در اطراف، گوشه و کنار فضاها مینشینند. بنابراین براساس این یافتهها مدل نهایی پژوهش ارائه خواهد شد.
  8. بازآفرینی شهری فرهنگ مبنا محملی برای پیوند لبه‌های شهری (موردپژوهی: محلات سرتپوله و قه لا چوارلان شهر سنندج)
    1402
    بافت‌های کهن شهری به‌واسطه دارابودن قدمت تاریخی، عناصر باارزش، پیوستگی اجتماعی بالا و موقعیت مناسب ارتباطی دارای اهمیت به خصوصی در ساختار فضایی کارکردی شهرها هستند. محلات قرار گرفته در بافت‌های مذکور طی سالیان متمادی در پیوند چندسویه با یکدیگر ارتباط برقرار نمودند. در طی گذر زمان محلات بافت کهن از یکدیگر منفک گشته و رونق سابق خویش را از دست دادند. محلات سرتپوله و قه لا چوارلان در بافت قدیم و باارزش شهر سنندج قرار گرفته‌اند که با ایجاد خیابان شهدا در دهه 40 هجری شمسی ارتباط خویش با یکدیگر را ازدست‌داده‌اند. پژوهش حاضر بر آن است تا با استفاده از پتانسیل‌های بافت کهن شهری و از طریق بازآفرینی شهری فرهنگ مبنا به احیای پیوندها و تعاملات اجتماعی میان ساکنین محلات سرتپوله و قه لا چوارلان بپردازد. در همین راستا از روش تحقیق کمی و کیفی بر مبنای مصاحبه نیمه‌ساختاریافته بهره گرفته شد. پژوهش مذکور با استعانت از روش تحلیل محتوای کیفی و در دو مرحله مطالعات کتابخانه‌ای و مطالعات میدانی صورت پذیرفت. ابتدا به کمک شاخص‌های مستخرج از پیشینه پژوهش و باتوجه‌به مدل مفهومی پژوهش و با نظارت سه استاد گروه شهرسازی پرسش‌هایی در قالب مصاحبه نیمه‌ساختاریافته تدوین گردید. سپس برای شنیدن روایت‌های ساکنین دو محله سرتپوله و قه لا چوارلان در راستای گردآوری داده باهدف دستیابی به اشباع نظری مجموع 28 مصاحبه عمیق از ایشان صورت پذیرفت. فرایند انجام مصاحبه در تیرماه 1402 با مشارکت 14 نفر زن و 14 نفر مرد در دو هفته متوالی و در دو نوبت قبل و بعدازظهر در مکان محلات سرتپوله و قه لا چوارلان شهر سنندج و با کسب اجازه برای ضبط‌صوت ایشان صورت پذیرفت. نتایج حاصل از مصاحبه‌ها از طریق روش تحلیل محتوای کیفی و با استفاده از فرایند کدگذاری سه‌مرحله‌ای دسته‌بندی شد. یافته‌های پژوهش نشان داد شش بعد فولکلور، تسهیل حرکت و دسترسی، امنیت، آسایش اقلیمی و راحتی، مبلمان شهری و تاسیسات و تجهیزات شهری در پیوند محلات سرتپوله و قه لا چوارلان اثر گذارند. بعد فولکلور بیشترین اهمیت را در میان ابعاد به خود اختصاص داد و از دید ساکنان سبب تقویت سایر ابعاد گردید. همچنین مشخص گردید پررونق‌ترین مکان در محدوده موردمطالعه مساجد بوده و در راستای پیوند لبه‌های شهری محلات مذکور، تعریف رویدادهای فرهنگی هنری متناسب با زمینه شهر سنندج مانند دف نوازی، رقص هلپرکی، معرفی مشاهیر و... بسیار اثرگذار است.
  9. بررسی شاخص های موثر بر مفهوم شادکام ی در طراحی فضای عموم ی شهری: ادراک زنان. مطالعه موردی پارک دیدگاه شهر سنندج
    1402
    پراهمیت ترین فضاهای شهری، فضاهای همگانی هستند که به علت کمبود و عدم کارایی الزم، از دلپذیری محیطهای شهری کاسته اند. فضاهای عمومی شهری که در جهت ایجاد تعامالت وسیع و با توجه به نیاز زنان طراحیشده باشند، کمتر در ایران می توان دید. همچنین در کشور ما، به جز مواردی اندک، توجه الزم به موضوع شادکامی و ادراک زنان در پارکهای شهری نشده است. این مطالعه به شناسایی شاخصهای موثر بر شادی زنان در بازطراحی پارک های شهری )پارک شهری دیدگاه سنندج( میپردازد. چهار شاخص شادکامی در پارکهای شهری با استفاده از مطالعات کتابخانه ای شامل ادراکات محیطی، کیفیت فضای شهری، تعامالت اجتماعی-فرهنگی و امکانات محیطی است. دادههای موردبررسی از روش رفتارنگاری ایستگاهی، مشاهده میدانی، مطالعات اسنادی و از پرسشنامه بهمنظور سنجش و ارزیابی میزان شادی زنان و رضایت از کیفیت فضای شهری و امکانات محیطی در پارک شهری، گردآوری شده است. درنتیجه این تحقیق، مشاهده شد که نفوذپذیری پایین پارک و دید کم با بروز رفتارهای منفی و پنهانی و احساس ناامنی بانوان در فضای شهری ارتباط دارد. به همین ترتیب، عدم وجود عملکرد متناسب با گروه های مختلف سنی به ویژه زنان و کودکان و کیفیت مبلمان تاثیر به سزایی در حضور پذی ری پارک و شاد ی در پارک دارد در ادراک مطلوب زنان از پارک تاثیرگذار است. این نتایج نشان میدهد که معماری و شهرسازی تکم یلشده از مفاهیم اولیه کالبدی، با امکان تقویت درک واقعیت شهر ی، شادکامی شهروندان را فراهم میکند.
  10. بررسی عوامل موثر شهری بر حضورپذیری زنان در فضاهای عمومی شهر سنندج: یک مقایسه بین نسلی
    1401
    تاکنون در پژوهش‌های انجام شده در مورد فضاهای عمومی، توجه به حضور نسل‌های مختلف زنان در این فضاها کمتر مورد بررسی قرار گرفته است. این در حالی است که برنامه‌ریزان شهری به دنبال تحقق این موضوع هستند که فضاهای شهری بتوانند از ایده‌آل‌های لازم برای حضور همه‌ی شهروندان صرف نظر از سن، جنسیت و سایر جنبه‌های هویتی آنان پشتیبانی کنند. برهمین اساس، هدف اصلی پژوهش حاضر بررسی عوامل موثر بر حضورپذیری سه نسل از زنان در فضاهای عمومی شهر سنندج است. روش پژوهش حاضر ترکیبی (کیفی کمی) است. ابتدا 36 مصاحبه نیمه ساختاریافته با سه نسل از زنان و فعالان حقوق زنان انجام شد. داده‌های به دست آمده از مصاحبه، از طریق تکنیک تماتیک مورد تحلیل قرار گرفتند و تِم‌های (مفاهیم) اصلی استخراج شدند. در مرحله‌ی دوم، از طریق پرسشنامه‌ای که در سه بخش (اطلاعات فردی، سوالات طیف لیکرت و سوالات چند گزینه‌ای) طراحی شده بود نظرسنجی از سه نسل زنان صورت گرفت. در کل 711 پرسشنامه توسط زنان تکمیل شد. در این قسمت از آزمون T تک نمونه‌ای، تحلیل عامل اکتشافی (EFA)، آزمون تحلیل واریانس چند متغیره (MANOVA) برای تحلیل پرسشنامه استفاده شد. در کل یافته‌های پژوهش بیانگر این است که مجموعه‌ای از شاخص‌های کالبدی و غیرکالبدی بر حضور سه نسل از زنان در فضاهای عمومی شهر سنندج تاثیرگذار است. در یک رتبه‌بندی کلی، این شاخص‌ها در شش عامل اصلی دسته‌بندی شدند. این عوامل به ترتیب و بر اساس میزان اهمیت آنان عبارت‌اند از: امنیت در برابر جرم، هنجارهای فردی اجتماعی، ایمنی، فاصله و دسترسی و تسهیلات راحتی هستند. در مورد وابستگی شاخص‌های کالبدی و غیرکالبدی به عامل نسل می‌توان گفت شاخص‌های غیرکالبدی بیشتر از شاخص‌های کالبدی به عامل نسل وابسته هستند. به‌عبارتی 71% شاخص‌های غیرکالبدی (هنجارهای فردی اجتماعی) به عامل نسل وابسته هستند یعنی اکثرا تفاوت نسل موجب ایجاد دیدگاه‌های مختلف در مورد این شاخص‌ها می‌شود. در مقابل فقط 28% شاخص‌های کالبدی متاثر از عامل نسل هستند این بدین معناست که سه نسل فقط در مورد 28% از شاخص‌ها با هم تفاوت نظر دارند و در مورد بقیه شاخص‌های کالبدی سه نسل دیدگاه مشابهی دارند؛ یعنی تفاوت نسل اغلب موجب ایجاد دیدگاه های مختلف در مورد این شاخص‌ها نمی‌شود. در مورد نقش ترغیب‌کنندگی وبازدارندگی شاخص‌های کالبدی و غیرکالبدی در حضور زنان می‌توان گفت، از 25 شاخص کالبدی پژوهش 10 شاخص نقش ترغیب‌گر و 8 شاخص نقش بازدارنده را داشتند. لازم به ذکر است شاخص‌های بازدارنده اغلب مربوط به بُعد امنیت و ایمنی بودند و شاخص‌های ترغیب‌گر مربوط به تسهیلات محیطی و دسترسی هستند. از هفت شاخص غیرکالبدی هم فقط سه شاخص نقش بازدارنده داشتند.
  11. تدوین معیارهای طراحی برای ارتقا حس مکان در بازار سنتی کرمانشاه
    1400
    حس مکان به معنای ادراک ذهنی مردم از محیط و احساسات کم و بیش آگاهانه آنها از محیط خود است که شخص را در ارتباطی درونی با محیط قرار داده است ، به طوری که فهم واحساس فرد با زمینه معنایی محیط پیوند خورده و یکپارچه می شود. این حس عاملی است که موجب تبدیل یک فضا به مکانی با خصوصیات حسی و رفتاری ویژه برای افراد خاص شده است ؛ به همین دلیل حس مکان یکی از مولفه های اصلی در میزان ارزشمندی بافت های شهری محسوب شده و از این رو بازارهای سنتی یکی از فضاهایی است که در طول سالیان متمادی ، پیوندی مهم و استوار بین مراکز سه گانه مذهب ، اقتصاد و سیاست ایجاد کرده است و به عنوان عنصر مهم شهرها به شمار رفته اما نقشی که در گذشته خود داشت و پذیرای بازه های مختلف سنی بود امروزه کمتر مورد استقبال خصوصا قشر جوان قرار می گیرد از اینرو هدف پژوهش حاضر اینست که با ایجاد مدل حاصل از استخراج معیارها و شاخص های حس مکان جوانان در بازار سنتی کرمانشاه و بررسی نقاط ضعف و مشکلات موجود و ارائه سند چارچوب طراحی شهری جهت ارائه سیاست هایی برای رفع نقایص و ارتقا بازار از دیدگاه جوانان بپردازد. روش تحقیق این پژوهش از نظر هدف از دسته تحقیق های کاربردی محسوب می شود. از نظر ماهیت و روش، این مطالعه از روش توصیفی – همبستگی است . در بخش ابتدایی این پژوهش با استفاده از مطالعات کتابخانه ای و به روش اسنادی ، استخراج معیارها و شاخص های حس مکان جوانان در بازار از دل اسناد و ادبیات مرتبط با موضوع و نمونه های خارجی و داخلی صورت گرفت. همچنین در بخش کمی این پژوهش با استفاده از مدل سازی معادلات ساختاری مبتنی بر PLS (حداقل مربعات جزیی) به بررسی داده های 325 پرسشنامه توزیع شده در میان جوانان بازه سنی 18 تا 35 سال شهر کرمانشاه پرداخته شده است. یافته های پژوهش حاکی از آن است که از دیدگاه جوانان ، عامل ادراکی - معنایی بالاترین تاثیرگذاری را بر حس مکان در بازار سنتی کرمانشاه دارد و سپس عوامل کارکردی – عملکردی و در نهایت کالبدی - عینی در رتبه های بعدی قرار گرفتند. از بین مولفه ها نیز به ترتیب کاربری و فعالیت ، راحتی و تصورپذیری ، معماری و طراحی شهری ، دسترسی و ارتباط ، خاطره انگیزی ، قابلیت اجتماعی ، هویت و امنیت بالاترین امتیاز را کسب کردند. سپس مدل پیشنهادی با تمام مولفه ها ، معیارها و شاخص ها بوسیله آزمون های معادلات ساختاری تایید شد و در نهایت چارچوب و سند طراحی شهری جهت ارتقا حس مکان جوانان در بازار سنتی کرمانشاه تدوین گردید.
  12. طراحی میعادگاه ادب و هنر در سنندج مبتنی بر نظریه مکان سوم
    1400
    در شرایط فعلی، زندگی انسانها نسبت به دهه های اخیر دچار تغییراتی اساسی شده است. انسان امروز، دیگر مانند گذشته اکثر وقت خود را در کنار هم نوعانش سپری نمی کند. لذا در عصر جدید، گذران زندگی همسو شده با گسترش شهرنشینی، کم رنگ شدن تعاملات اجتماعی و بروز انواع و اقسام مشکلات که انسان را احاطه کرده اند. از این رو می باشد که توجه به موضوعی مانند "مکان سوم" اهمیت پیدا می کند، زیرا می تواند خلاء میان محیط کار و زندگی ماشینی در خانه را پر کند. مکان سوم سعی دارد فرصتی را مهیا سازد تا انسان در کنار کار و زندگی شخصی، وقتی را نیز به دور از دغدقه های روزمره برای خود اختصاص دهد. ماهیت این پژوهش نیز مبتنی بر نظریه مکان سوم است که سعی دارد، اصلی ترین فاکتورهای مقبولیت یک مکان سوم را از نگاه شهروندان شهر سنندج بشناسد. همچنین در این پژوهش همراه با شناخت فکتورهای مذکور، به فرهنگ جامعه نیز پرداخته شد، لذا فرهنگ هر جامعه ای بر اعتقادات، نیازها و انتخاب های آن مردم اثر گذار می باشد. داده های این پژوهش نیز از طریق طرح پرسشنامه و پرسش سوالات باز گرد آمده است، و روش تحقیق بکار گرفته شده در پژوهش از نوع توصیفی و تشریحی می باشد. در انتها داده های گردآوری شده با نرم افزار "اس پی اس اس" مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد، به ترتیب: توجه به مبلمان مناسب، داشتن احساس آرامش و احساس امنیت از اصلی ترین علل انتخاب یک مکان سوم از سوی شهروندان هستند. همچنین مشخص شد، توجه به امکان برگزاری مراسمات و پاسداشت آیین های ملی و مذهبی نقشی مهم در طراحی میعادگاه ادب و هنر شهر سنندج دارد. از طرفی دیگر سعی شد، در طراحی میعادگاه ادب و هنر از پتانسیل های فرهنگی و هنری مجموعه استفاده شود تا در کنار توجه به یافته های پژوهش، مکانی رویدادپذیر و کنش گر برای شهر خلق شود.